خرید بک لینک
چقدرخواب شیرینه دلم نمیاد بچه هامو بیدارکنم برن مدرسه کاش همیشه شیفت عصربودن هیچ وقت نتونستم سخرخیزبشم از این به بعدم تغییرنمیکنم
+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 7:29 توسط هدی  | 

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:20

باناراحتی امد پیشم گفت ابجی بهم گفته توخنگی تو خدایی

قربونت بشم خنگ خدا

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: دوشنبه 7 اسفند 1402 ساعت: 0:44

در کمد دیواری کادو گرفتم زیبا ،جادار، مطمئن خدایاشکرت

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 16:18

امروز فهمیدم خیالبافی باعث خواب آلودگیم میشه چشمام سنگین میشه خوابم میگیره پس بگو چرا همیشه خوابم میاد

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 16:18

,خدایاشکرت هزاران هزاران بار

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 19:50

تو مهربان نبودی و ماجرا هم این نبود که دستت نمک ندارد.
تنها بودی، و باج میدادی چون از تنها بودن میترسیدی.

*حميد سليمی*

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 8:11 توسط هدی  | 

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1402 ساعت: 23:41

من تشنه ام من تشنه ی تمام اشارات عاشقانه ام

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1402 ساعت: 23:41

خجالت میکشم بگم من هنوزم خواب عشق و معشوقه بودن رو مبینم

حتی حسسش هم قشنگه

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 17:34

یه پیاده روی به خودم بدهکارم تو جاده ای که اخرش معلومه به کی ختم میشه

سختی های این راه شیرینه چون تریدی برای رسیدن به هدفت نداری.

امسالم نشد

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1402 ساعت: 14:54

بنده ای که تدبیر میکنه و مقابل خداخودش روصاحب نظر میدونه همیشه یه جای کارش لنگه و پشیمونی توکارش زیاده چون خدا میگه گر تو بهتر میرنی بستان بزن منم نگاه میکنم بگم من بافلان قوم و قبیله ازدواج نمیکنم اخرش بایکی از بدهای همون دسته وصلت میکنی باید بگم خدایا موافق و سازگارش قسمتم کن خدا واست سوامیکنه خودتوبه خدابسپار و تلاش کن ودراخر بدان بنده ای هستی که هیچ دستاوردی نداری مگراینکه خدابرات بخواد + نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 10:55 توسط هدی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1402 ساعت: 14:54

حسی که همه ی انسانها بهش محتاجند یعضی وقتا توخواب تو موقعیت هایی قرارمیگیرم که باغرور حسش میکنم ولی فقط توخوابوقتی بیدارمیشم باگرمی حسش که تا چندروز باقیه سرخوشم و بعدش ته میکشه و من برمیگردم سر جای اولمهمیشه ازاینکه کسی دلش برام بسوزه متنفربودم ولی یاد نداشتن این حس که میفتم دلم براخودم میسوزه. + نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر ۱۴۰۱ ساعت 0:11 توسط هدی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 23:42

من اصلا هیچوقت ادم فوتبالی نبودم فقط بازی های ملی اونم فقط نتیجه رو دنبال میکردم ازبالارفتن پرچم کشورم عشق میکردم و تمام ولی الان که موضوع اتحاد و پشتیبانی تک تک ایرانی ها مهمه برااولین بار نشستم بازی روببینم البته دومین بار بازی قبل روهم دیدم و ۱۰۰۰ سوره توحید براایمانشون و موفقیتشون خوندم شکرخدا فکرمیکنم تواین بازی نتیجه رودیدم هم سرود ملی روخوندن هم بازی رو بردن. چقدرهم دلچسب و زیبا تو دقیقه های اضافه هنوز خنکای لذتش روحس میکنم وقت توپ رفت تودروازه انگاریه چیزی که چندساعت توگلوم گیرکرده باشه یهو ردبشه حس راحتی کردم انگاریهوراحت نفس کشیدم خدایا شکرت که سربلندمون کردیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 23:42

خیلی از دنیا بدم آمده باهاش قهرم

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 23:42

رفتم دندون پزشکی برام عکس opgنوشت عصررفتم عکس گرفتم فرداعصررفتم پیش دکترگفت عفونت به ریشه رسیده بایدبری پیش جراح لثه یابایدجراحی بشه یااجازه ی پرکردن میده ازترس حراحی کپ کردم خواهرهمسری گفت براعفونت دندون شنیدم زالودرمانی میکنن صبح پاشدم ناهاربچه هاروگذاشتم و ازباباخواستم منوبرسونه مرکز درمانی زالو روگذاشت روی لثه ام البته زیردندون بغلی هیچ دردوسوزش حس نمیکردم تاچندروز حالم خیلی خوب بود دوباره دردشروع شد پنجشنبه میرم که تکرارکنم ان شالله خداکنه عفونتش خوب بشه نه تحمل حراحی رودارم نه پولشویه دندون عقل نیمه نهفته هم دارم افقی درامد نمیدونم اون چطوری میخاد دربیادچقدنگرانم کلا ازدندونپزشکی بدم میاد + نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی ۱۴۰۰ ساعت 9:11 توسط هدی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 8:45

خواب دیدمامتحان دین و زندگی دارم  در کل ترم که هیچی نخونده بودم به کنار دوسه روز فرجه ی امتحانم لای کتاب بازنگرده بودم روز قبل امتحان رفتم سرکتاب دیدم یه مفصل کتاب دیفرانسیل یه فصل دیگم قواعد عربی منم هیچی نخوندم به دوستام زنگ زدم قشنگ خونده بودن چقدرحس بدی بود .داشتم فکرمیکردم کاش برم درسو حذف کنم بعد۱۵ سال فارغ التحصیلی این خواب دوباره دوران تحصیل  روبرام زنده کرد چقدر خسته بودم وقتی ازخواب پاشدم + نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 14:56 توسط هدی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین عباسیان تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 8:45

صفحه بندی